جستجوی «خود»و«دیگری» در اثر حاجی‌بابای‌اصفهانی

نوع مقاله: علمی_ پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش مسائل ایران دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران

2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران

چکیده

«خود» و «دیگری» از جمله تعابیر خصم­ساز است که  در ازمنظر مطالعات سیاسی و بین­فرهنگی، به فاصله­گذاری بین اجتماعات و هویت­های مختلف منجر می­گردد. این مفهوم در نظریه­ی گفتمانی لاکلا و موف، با تعاریف خاص، به عنوان موتورهای پیش­برنده­ی یک گفتمان تعبیرشده­اند و وجه گریزناپذیری از کارکردِ مقاومت و خصم­سازی را نشان می­دهند. جستجوی این دو مفهوم، در رمان حاجی بابای اصفهانی نوشته­ی جیمز موریه، موضوع محوری این مقاله است، به­ویژه آنکه با توجه به نگاه مستشرقی نویسنده (موریه)به جامعه­ی ایرانی(نگاه از بیرون) زمینه­های قابل توجهی را در قضاوت­ و انگاره­سازی یک بیگانه، نسبت به فرهنگ و مناسبات ایران را نشان می­دهد.  دراینجا پس­از ارایه­ی تعاریف و تعابیر مختلفِ «خود»و«دیگری»، جایگاه و اهمیت کتاب حاجی­بابای اصفهانی به­عنوان مدخلی برای مطالعه­ی خلقیات و اخلاق سیاسی-اجتماعی ایرانیان مورد اشاره قرارگرفته­است. بعد از طرح این دو مبحث، اضلاع و نسبت­های مختلف خود و دیگری از کتاب مذکور استخراج و باتوجه به رهیافت گفتمانی، برخی اغراض و نسبت­سازی­های این داستان تمثیلی-تخیلی، با کردار و خلقیات ایرانیان عصرقاجار،ارزیابی­شده­است؛ . نتایجی این بررسی،که حکایت از تشدید  عمق شکاف بین خود و برخی خود دگرهای  مطرح در داستان دارد  که ضرورت عبور از انگارههای فاصله­ساز تعمیق مناسبات خصمانه در قالب اثرِ مذکوردارد و بازنمایی این تضادها، ضمن حکایت از فاصله­ انداختن در فهم مشترک بین­فرهنگی، ضرورت عبور از انگاره­های کتاب و دقت بیشتر در بازخوانی این اثر آن را مورد تاکید قرار داده­است می­دهد.

کلیدواژه‌ها